اشعار عشق

 

در پنجه غم شکار بودن عشق است

بازیچه دست یار بودن عشق است

در محکمه ای که یار قاضی باشد

محکوم به طناب داربودن عشق است

ای آنکه خبر نداری از عالم عشق

این نکته بدان که با تو بودن عشق است

..............................................

نفس بده که برایت نفس نفس بزنم

نفس به جزتونخواهم برای کس بزنم

مرااسیرخودت کرده ای دعایی کن

که اخرین نفسم رادراین قفس بزنم.

............................................

ازخاطرمن حال و هوایت نرود

تصویر شکسته بسته هایت نرود

از سمت دل شکستــه ام می آیـی

آهسته بیــا شیــشه به پایت نرود

 

/ 7 نظر / 12 بازدید
نسترن

سلام ليلا جون خانومي اين دو بيتي ها از خودته. خيلي زيباست. بهت تبريك ميگم باي

عـــلـــ ـــ ـــــی

سلام دوست عزیز[قلب] وبلاگ زیبایی دارین و خیلی هم زیبا می نویسید. ممنونم از حضور گرمتون. اگه با تبادل لینک موافقید لطفاَ خبرم کنید. در پناه ایزد مهر شاد و عاشق باشید.[لبخند][خداحافظ]

امیر علی

حسرت خورخوان انتظاریم بیا چون سینه رود بیقراریم بیا امید طلئع نور در ظلمت خویش از چشم سحر خیز تو داریم بیا افرین قشنگ بود [دست]

نسترن

سلام ليلا جون منون از قبول زحمتت اولا كه نگفتي دو بيتيا از خودته؟ ثانيا كه دو روزه كه پرشين بلاگ اينو نوشته بالاي مديريت وب(آدرس قالب های پرشین بلاگ فیلتر شده. لطفا کمی صبور باشید . در حال پیگیری هستیم). ثالثا نميخاي تبادل لينك كنيم؟ قربونت عزيزم ميبوسمت باي

نسترن

ببخشيد الآن ديدم كه تو وبت جوابمو دادي شرمنده باي

امیرحسام

سلام مرسی از این که بهم سر زدی آپتم خیلی خشنگ بود