...خنده!!!

 

اولیــن باری که برای بچه ها خوراک جــگر درست کردم هیچ وقت یادم نمی ره.

 

غذا رو کشــیدم و بچه ها و شوهرم را برای خوردن شام صــدا زدم. پسر کوچکم غذا را بو

کرد و اخم هایش رفت توی هم.. دخترم هم با غذایش بازی بازی می کرد ولی حاضر نبود لب

بزنه. به بچه ها گفتم:

 

"ممکنه بوی خوبی نده اما خیلی خوشمــزه است، یه کوچولو امتحــان کنید...اصــلا می دونید

اســم این غذا چیــه؟ یه راهنمایی می کنم بهــتون...باباتون گاهی منو به همین اســم صــدا می

زنه."

 

 

ناگهان چشـــمهای دخترم گشاد شد. به برادرش سقلمه زد و گفت:

.

.

.

.

.

.

"نــخور! نـخور! تاپاله است!"

 

.....................................................................................

پی نوشت :این مطلب رو گذاشتم چون ماه ربیعه تا شاد شید

به حساب بی ادبی من نذارید.

/ 5 نظر / 7 بازدید
مهیار

چه زن و مرده عاشق همدیگه بودن[قهقهه]

مهرداد

[نیشخند]

مجتبی

آخیییییییییییش شوهر داری با 2تا بچه؟؟؟ خدا حفظشون کنه!!![قهقهه][قهقهه] شوهرت بهت میگه تاپاله؟؟؟[نیشخند] آخه چرا جیگر؟؟!!

مجتبی

وبلاگ این مهیار بدبخت که فیلتره!!!